پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

بی سبب نیست که تنگ است دل غافل من

دستبردی زده آن غنچه دهان بر دل من

زلفش از کارم اگر عقده گشائی نکند

من بر آنم که کسی حل نکند مشکل من

شرح خون جگر و داغ دلم خواهد داد

آن گل لاله که روید پس مرگ از گل من

دست و پا حیف نکردم ز پی کشتن نفس

پیشتر زآن که شود نفس دغل قاتل من

حاصلی گر بنظر میرسد از عمر منت

باری ای آتش غم آن تو و این حاصل من

هست تا شعله ی آهم، برو ای پرتو ماه

نیست محتاج چراغ دگر محفل من

من یکی زنده دل و خلق جهان مرده پرست

نیست جای عجب ار نیست کسی مایل من

خجلت مال نبودن کشدم در بر دزد

که تهی دست چرا می رود از منزل من؟

(صابر) امید که در انجمن افتد مقبول

نزد ارباب سخن گفتهٔ ناقابل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴تو را گفتم که همچون جان شیرین، همدمم باشی
  2. شمارهٔ ۴۵در این زمانه نخواهم شد آشنای کسی
  3. شمارهٔ ۴۶دیشب، مَهِ من! انجمن آرای که بودی؟
  4. شمارهٔ ۴۷اگر فکر دل زاری نکردی
  5. شمارهٔ ۴۸تا ز نور معرفت در دل صفا را ننگری
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.