پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

تا ز نور معرفت در دل صفا را ننگری

جلوهٔ آیینهٔ گیتی نما را ننگری

ملک دل جای کدورت نیست، جای دلبر است

گر سرا تاریک شد، صاحب سرا را ننگری

روی جانان در دل روشن تجلی می کند

بی چنین آئینه روی آشنا را ننگری

تا نباشد پرتو عشق حقیقی رهبرت

گر چراغ عقل باشی، پیش پا را ننگری

در مقام عشق، بی‌نور است عقل دوربین

چون کشد خورشید سر، نور سها را ننگری

نرم همچون دانه کی گردد نهاد سخت تو

تا فشار سخت این نه آسیا را ننگری؟

آخر از ترک هوا واصل به دریا شد حباب

چون تو پابست هوایی، جز هوا را ننگری

در فراموشی ترا دست کم از آئینه نیست

میبری ما را ز خاطر، تا که ما را ننگری

عاقبت گر بیوفائی میوه ی نخل وفاست

به که (صابر) روی ارباب وفا را ننگری

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.