پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

اگر فکر دل زاری نکردی

به عمر خویشتن، کاری نکردی

تو را از روز آزادی چه حاصل؟

که رحمی بر گرفتاری نکردی

نچینی گل ز باغ زندگانی

گر از پائی برون، خاری نکردی

تو را زآن رنجه می‌دارند اغیار

که هرگز خدمت یاری نکردی

ستمگر، بر سرت ز آن شد مسلط

که خود دفع ستمکاری نکردی

کسی در سایهٔ لطفت نیاسود

به گیتی کار دیواری نکردی

سزاوار از تو باشد حق‌شناسی

چرا کار سزاواری نکردی؟

شدی مغرور روز روشنی چند

دگر فکر شب تاری نکردی

ز مردم هرگز آزادی نبینی

اگر بر مردم، آزاری نکردی

بود حال تو پیدا نزد (صابر)

به ظاهر گرچه اظهاری نکردی

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.