پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

ای دل ز قید هستی، آزاد بود باید

در فقر و تنگدستی، دلشاد بود باید

هستی گرت تمناست رو نیستی طلب کن

خواهی وصال شیرین، فرهاد بود باید

باید ز دامن دل، گرد تعلق افشاند

باری در این گذرگه، چون باد بود باید

پای طلب فرو کوب تا پی بری بمقصد

هست آرزوی صیدت، صیاد بود باید

در پیش ناز جانان، باید نیاز بردن

در کار عشقبازی، استاد بود باید

هر چند زاد عاشق، خون دل است در راه

(صابر) به ره تو را نیز این زاد بود باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴دلا یکدم برآور ناله ای مانند چنگ آخر
  2. شمارهٔ ۳۵ای ساحت قدس همدان، ای چمن عشق
  3. شمارهٔ ۳۶بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدم
  4. شمارهٔ ۳۷هر زمان یاد از شکنج زلف جانان می‌کنم
  5. شمارهٔ ۳۸ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارم
  6. شمارهٔ ۳۹خرم آن روز که بودیم من و او با هم
  7. شمارهٔ ۴۰تا شد سرم ز آتش سودا گرم
  8. شمارهٔ ۴۱تو را گر هست واجب بهر قتل من کمر بستن
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.