پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

گر دل آیینه رویت را مجسم می‌کند

جلوه‌گاهی از صفای دل فراهم می‌کند

وقت آن کس خوش، که اندر پرتو روشندلی

روز و شب چون مهر و مه خدمت به عالم می‌کند

خوی بد را آنکه رجحان می‌دهد بر خلق نیک

جنت خود را مبدل بر جهنم می‌کند

گریهٔ شب خاطرت خندان کند چون روی صبح

باغ را آثار شبنم سبز و خرم می‌کند

ای که سخت از ریزش اشک یتیمان غافلی

سیل را باران پی در پی مسلم می‌کند

شاه اگر بیدار باشد، گو رعیت خفه باش

گرگ را خواب شبان با گله همدم می‌کند

می‌توان با پافشاری از هجوم خصم کاست

سد محکم قدرت سیلاب را کم می‌کند

گر ضعیفی دست یابد بر قوی، نبود شگفت

پای همت، مور را غالب به ضِیغَم می‌کند

آفتاب‌آسا قوی شو، ورنه، گر مانی ضعیف

چون هلال مه فلک پشت تو را خم می‌کند

زور بازوی تهمتن بایدت در کارزار

ورنه کی دشمن فرار از نقش رستم می‌کند

مصرعی برجسته (صابر) از (کلیم) آرم که گفت:

«زخم ما، خون گریه از بیداد مرهم می‌کند»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱ز خاک تا که گل و ضیمران برآمده‌اند
  2. شمارهٔ ۳۲ای دل ز قید هستی، آزاد بود باید
  3. شمارهٔ ۳۳هرچه می‌گردد سر زلف تو لرزان بیشتر
  4. شمارهٔ ۳۴دلا یکدم برآور ناله ای مانند چنگ آخر
  5. شمارهٔ ۳۵ای ساحت قدس همدان، ای چمن عشق
  6. شمارهٔ ۳۶بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدم
  7. شمارهٔ ۳۷هر زمان یاد از شکنج زلف جانان می‌کنم
  8. شمارهٔ ۳۸ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارم
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.