پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

به قصدم ز ابرو و مژگان بتی تیر و کمان دارد

تو گوئی نیم جانی بر من بیدل گمان دارد

ببزم غیر جا بگرفته و غافل از این معنی

که چون نی از فراقش بند بند من فغان دارد

گله از آه آتشبار دل ای سینه کمتر کن

مگر نشنیده ای آخر تنور گرم، نان دارد؟

ز طعن دشمنان کی رنجه می‌گردد دلم، آری

که نخل بارور، ذوقی به سنگ کودکان دارد

عنان عقل سرکش را به دست عشق ده ای دل

که اشتر، مست چون گردد، مهارش ساربان دارد

ز خود غفلت مکن، از شر نفس ایمن مباش ایدل

که این خاکستر، آتش در درون دل نهان دارد

بگیر امروز دست ناتوانی در توانایی

که در پی نوبهار عمر، آسیب خزان دارد

مپرس از عاقلان احوال (صابر) را اگر خواهی

خبر از حال زارش مرغ دور از آشیان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵شب به اشک چشم من او را نگاه افتاده بود
  2. شمارهٔ ۲۶گر به دل آتش عشق تو شررها دارد
  3. شمارهٔ ۲۷چون همدم اغیار منافق نتوان بود
  4. شمارهٔ ۲۸به حکم آنکه نادان همسر دانا نخواهد شد
  5. شمارهٔ ۲۹گر دل آیینه رویت را مجسم می‌کند
  6. شمارهٔ ۳۰عاشق صادق ای جوان، بند هوس نمی‌شود
  7. شمارهٔ ۳۱ز خاک تا که گل و ضیمران برآمده‌اند
  8. شمارهٔ ۳۲ای دل ز قید هستی، آزاد بود باید
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.