پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

در گلشنی که از گل رویت سخن رود

ما را ز سر هوای گل و یاسمن رود

مرجان کجا بلعل لبت می توان رسد

آنجا که آبروی عقیق یمن رود؟

گر نغمه‌ای ز زلف تو آرد نسیم صبح

رونق ز بوی عنبر و مشک ختن رود

توصیف آن دو طرّهٔ هم در خمت بود

هرجا سخن ز حلقه و چین و شکن رود

یعقوب‌وار تا به کی ای یوسف عزیز

دل از غمت به گوشهٔ بیت‌الحزن رود

فردا حدیث حسن تو و شرح عشق ماست

تنها حکایتی که دهن در دهن رود

گفتم: مریز خون دلم، گفت: زین جهان

عاشق چنان خوش است که خونین‌کفن رود

با یار چون بخلوت دل می توان نشست

مغبون کسی بود که بهر انجمن رود

ما را به عکس کوهکن از جویبار عشق

سیلاب خون ز دیده به جای لبن رود

دامن‌فشان ز گرد تعلق نسیم‌وار

خرم دل کسی که برون زین چمن رود

با چشم ما کسی که برویت نظر کند

هوشش ز سر درآید و تابش ز تن رود

(صابر) هوای کوی تو دارد بسر هنوز

کی از سر غریب هوای وطن رود؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴در جهان زاغ اگر دعوی شهباز کند
  2. شمارهٔ ۲۵شب به اشک چشم من او را نگاه افتاده بود
  3. شمارهٔ ۲۶گر به دل آتش عشق تو شررها دارد
  4. شمارهٔ ۲۷چون همدم اغیار منافق نتوان بود
  5. شمارهٔ ۲۸به حکم آنکه نادان همسر دانا نخواهد شد
  6. شمارهٔ ۲۹گر دل آیینه رویت را مجسم می‌کند
  7. شمارهٔ ۳۰عاشق صادق ای جوان، بند هوس نمی‌شود
  8. شمارهٔ ۳۱ز خاک تا که گل و ضیمران برآمده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.