پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۹

دیدم چو باغ دل را، بی عارضت صفا نیست

گل گفتمت ولیکن گل چون تو بیوفا نیست

بنشین ببزم اغیار چون گل که در بر خار

زیرا که از تو ای یار، این شیوه خوشنما نیست

من نیستم چو بلبل، کز غم کنم تحمل

زیرا که موسم گل، گلچین یکی دو تا نیست

شد هرکه بر تو مایل، کی گردد از تو غافل؟

چون در قلمرو دل، غیر از تو دلربا نیست

فیض دمت نهانی بر تن دمیده جانی

چون نکهتی که آنی از برگ گل جدا نیست

من آنچه از غم عشق دیدم بعالم عشق

جز نزد محرم عشق، اظهار آن بجا نیست

گیرم ز بی‌حضوری سر زد ز من قصوری

دوری مکن، که دوری، دیگر به ما روا نیست

(صابر) وصال یاران حیف است مغتنم دان

همواره در گلستان، گل زیردست و پا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱در آ، به بزم محبت که هر چه هست، اینجاست
  2. شمارهٔ ۱۲عاشقی کار طفل یکشبه نیست
  3. شمارهٔ ۱۳درد سر هجر از سر ما، کم شدنی نیست
  4. شمارهٔ ۱۴هر که آمد در جهان پست و رفت
  5. شمارهٔ ۱۵یار رقیب دیده، سزایش ندیدن است
  6. شمارهٔ ۱۶سرکشی چندان که از تقدیر کردن مشکل است
  7. شمارهٔ ۱۷هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست
  8. شمارهٔ ۱۸چه شد که کشور ما وادی خموشان است؟
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.