پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست

پای مگذار در آنجا که دل آزاری هست

شود از مرغ هوا قدرت آزادی سلب

اندر آن باغ که صیاد ستمکاری هست

ز آه سرد دل ما این همه غافل منشین

ایکه امروز ترا گرمی بازاری هست

فرصت از دست مبادا دهی ای بلبل مست

تا که در ساحت گلشن ز گل آثاری هست

هر که گفتت: بره یار وفادار بمیر

گو: در این شهر مگر یار وفاداری هست؟

نشود دستخوش غارت گلچین (صابر)

آن گلستان که حفاظش در و دیواری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹آن چشم مست را که دو صد چشم در پی است
  2. شمارهٔ ۲۰ز آن پیشتر، که چرخ گشاید کتاب صبح
  3. شمارهٔ ۲۱از بس که آفریده گلت را خدا ملیح
  4. شمارهٔ ۲۲در گلشنی که از گل رویت سخن رود
  5. شمارهٔ ۲۳به قصدم ز ابرو و مژگان بتی تیر و کمان دارد
  6. شمارهٔ ۲۴در جهان زاغ اگر دعوی شهباز کند
  7. شمارهٔ ۲۵شب به اشک چشم من او را نگاه افتاده بود
  8. شمارهٔ ۲۶گر به دل آتش عشق تو شررها دارد
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.