پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

آن چشم مست را که دو صد چشم در پی است

هر فتنه‌ای که هست به زیر سر وی است

مهرت بعضو عضو من ای ماه مهر خوی

آنسان گرفته جای که چون نشأه در می است

ما مست باده ی دگریم ای فقیه شهر

نی ز آن مئی که در خم جمشید یا کی است

شو مست حق چو ما، که شوی مستحق عفو

پرهیزکاری تو از این باده تا کی است؟

هرکس به عصر خویش کرم داشت، حاتم است

مطلق مگو که شاه کرم حاتم طی است

در راه عشق شکوه نمودن ز بیش و کم

کار کسی بود که به یک مغز چون نی است

گر من ز سردمهری یاران دلم فسرد

منعم مکن که هر شجر افسرده در دی است

اهل نظر علانیه دانند کآنچه را

منظور (صابر همدانی) است در ری است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱از بس که آفریده گلت را خدا ملیح
  2. شمارهٔ ۲۲در گلشنی که از گل رویت سخن رود
  3. شمارهٔ ۲۳به قصدم ز ابرو و مژگان بتی تیر و کمان دارد
  4. شمارهٔ ۲۴در جهان زاغ اگر دعوی شهباز کند
  5. شمارهٔ ۲۵شب به اشک چشم من او را نگاه افتاده بود
  6. شمارهٔ ۲۶گر به دل آتش عشق تو شررها دارد
  7. شمارهٔ ۲۷چون همدم اغیار منافق نتوان بود
  8. شمارهٔ ۲۸به حکم آنکه نادان همسر دانا نخواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.