پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

در آ، به بزم محبت که هر چه هست، اینجاست

مقام وحدت مردان حق پرست، اینجاست

در این مقام اقامت گزین، که بر رخ خلق

خدا دری که گشود و دگر نبست، اینجاست

در این حصار طبیعت که نیست جای امان

اگر به گوشهٔ امنی توان نشست اینجاست

گرت هوی است که مستی کنی ز باده ی عشق

بیا، که جای صبوحی کشان مست، اینجاست

بجنگ غم همه جا هر کسی ندارد فتح

در آن مقام که غم می خورد شکست، اینجاست

ز شر نفس مگر جان بری به نیت خیر

ز دشمنی که نشاید بحیله رست، اینجاست

نظر کنند بیک چشم بر ضعیف و قوی

که دادگاه زبردست و زیر دست اینجاست

بشعر (صابر) اگر ناز شست خواهی داد

اگر غلط نکنم جای ناز شست، اینجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳درد سر هجر از سر ما، کم شدنی نیست
  2. شمارهٔ ۱۴هر که آمد در جهان پست و رفت
  3. شمارهٔ ۱۵یار رقیب دیده، سزایش ندیدن است
  4. شمارهٔ ۱۶سرکشی چندان که از تقدیر کردن مشکل است
  5. شمارهٔ ۱۷هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست
  6. شمارهٔ ۱۸چه شد که کشور ما وادی خموشان است؟
  7. شمارهٔ ۱۹آن چشم مست را که دو صد چشم در پی است
  8. شمارهٔ ۲۰ز آن پیشتر، که چرخ گشاید کتاب صبح
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.