پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

یار رقیب دیده، سزایش ندیدن است

دندان کرم خورده، علاجش کشیدن است

باید که عضو عضو تو کوشند بهر شکر

آن سانکه شکر گوش، نصیحت شنیدن است

پاداش یک دقیقه که غافل شوی ز حق

یک عمر پشت دست بدندان گزیدن است

برخیز و باش از گذر عمر بهره مند

وقت سحر که باد صبا در وزیدن است

چیزی که کفر محض بود در طریق عشق

غافل ز یاد خسته دلان آرمیدن است

آزاده مرغ باش، که از بهر ماکیان

تا روی بام خانه مجال پریدن است

از پای‌بست زلف نکویان مجو قرار

گنجشک دام‌دیده، دلش در تپیدن است

گلچین، مهارتی به‌سزا بایدش رفیق

آنجا که نوک خار مرادش خلیدن است

جائیکه عندلیب صفت صبر می توان

(صابر) چو گل چه جای گریبان دریدن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست
  2. شمارهٔ ۱۸چه شد که کشور ما وادی خموشان است؟
  3. شمارهٔ ۱۹آن چشم مست را که دو صد چشم در پی است
  4. شمارهٔ ۲۰ز آن پیشتر، که چرخ گشاید کتاب صبح
  5. شمارهٔ ۲۱از بس که آفریده گلت را خدا ملیح
  6. شمارهٔ ۲۲در گلشنی که از گل رویت سخن رود
  7. شمارهٔ ۲۳به قصدم ز ابرو و مژگان بتی تیر و کمان دارد
  8. شمارهٔ ۲۴در جهان زاغ اگر دعوی شهباز کند
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.