فهرست اشعار
- شمارهٔ ۳۶۱ رندیم و ملامتی و بدنام
- شمارهٔ ۳۶۲ ما اختیار خویش به دست تو دادهایم
- شمارهٔ ۳۶۳ از عشق تو مامعتکف کوی نیازیم
- شمارهٔ ۳۶۴ ما عاشق دیوانه و سرمست لقائیم
- شمارهٔ ۳۶۵ حان الرحیل مابر دلدار میرویم
- شمارهٔ ۳۶۶ ما بر امید وصل تو خلوت نشین شدیم
- شمارهٔ ۳۶۷ حالیا در بزم وصل دوست جامی میزنم
- شمارهٔ ۳۶۸ ما دین و دل فدای غم یار کرده ایم
- شمارهٔ ۳۶۹ روی تو به نقشهای محکم
- شمارهٔ ۳۷۰ ما در هوای وصل تو شیدای عالمیم
- شمارهٔ ۳۷۱ تجلی جمالش را اگر آئینه شد عالم
- شمارهٔ ۳۷۲ من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم
- شمارهٔ ۳۷۳ ما در طریق عشق تو جانباز بوده ایم
- شمارهٔ ۳۷۴ ای ماه رو ای ماه رو من عاشق روی توام
- شمارهٔ ۳۷۵ بیا ای مرهم درد درونم
- شمارهٔ ۳۷۶ در طریقت رهروان را رهنمایی میکنم
- شمارهٔ ۳۷۷ بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم
- شمارهٔ ۳۷۸ حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبهام
- شمارهٔ ۳۷۹ چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم
- شمارهٔ ۳۸۰ زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرم
- شمارهٔ ۳۸۱ دو عالم پرتوی از نور ذاتم
- شمارهٔ ۳۸۲ به سویت میکشد دل هر زمانم
- شمارهٔ ۳۸۳ ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
- شمارهٔ ۳۸۴ ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
- شمارهٔ ۳۸۵ چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم
- شمارهٔ ۳۸۶ ما حسن روی یار ز هر روی دیدهایم
- شمارهٔ ۳۸۷ چنان حیران حسن آن نگارم
- شمارهٔ ۳۸۸ دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
- شمارهٔ ۳۸۹ ز شوق روی جانان آنچنانم
- شمارهٔ ۳۹۰ ما رند خراباتی میخواره و مستیم
- شمارهٔ ۳۹۱ ما از غم تو بی سر و سامان نشسته ایم
- شمارهٔ ۳۹۲ روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم
- شمارهٔ ۳۹۳ غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم
- شمارهٔ ۳۹۴ تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
- شمارهٔ ۳۹۵ چون یار برقص آید من مطربی آغازم
- شمارهٔ ۳۹۶ هر چند براه طلب دوست دویدیم
- شمارهٔ ۳۹۷ چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
- شمارهٔ ۳۹۸ تا که در دل تخم عشقت کاشتیم
- شمارهٔ ۳۹۹ ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
- شمارهٔ ۴۰۰ ما حاوی سرکن فکانیم
- شمارهٔ ۴۰۱ من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
- شمارهٔ ۴۰۲ من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
- شمارهٔ ۴۰۳ در طریقت سالها در نار محنت سوختیم
- شمارهٔ ۴۰۴ ازآن می تا بنوشیدم دو سه جام
- شمارهٔ ۴۰۵ مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام
- شمارهٔ ۴۰۶ ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنم
- شمارهٔ ۴۰۷ من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
- شمارهٔ ۴۰۸ چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنم
- شمارهٔ ۴۰۹ جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
- شمارهٔ ۴۱۰ تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
- شمارهٔ ۴۱۱ من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
- شمارهٔ ۴۱۲ من مست عشقم زاهدا با ما مگو از عقل و دین
- شمارهٔ ۴۱۳ پیداست حسن دوست ز ذرات کن فکان
- شمارهٔ ۴۱۴ ای صبح تجلی جمالت رخ انسان
- شمارهٔ ۴۱۵ آن یار رو ز ما بچه رو می کند نهان
- شمارهٔ ۴۱۶ ای اسیران غم عشق تو آزاد از جهان
- شمارهٔ ۴۱۷ حسن جان افزای روی او عیان
- شمارهٔ ۴۱۸ رخسار دوست بنگر و حسن و جمال بین
- شمارهٔ ۴۱۹ کردم نثار مقدم عشق تو عقل و دین
- شمارهٔ ۴۲۰ عاشقیم و رند و بی نام و نشان
متن اشعار به نقل از گنجور.