پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی

غزلیات

۴۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ رندیم و ملامتی و بدنام
  2. شمارهٔ ۳۶۲ ما اختیار خویش به دست تو داده‌ایم
  3. شمارهٔ ۳۶۳ از عشق تو مامعتکف کوی نیازیم
  4. شمارهٔ ۳۶۴ ما عاشق دیوانه و سرمست لقائیم
  5. شمارهٔ ۳۶۵ حان الرحیل مابر دلدار میرویم
  6. شمارهٔ ۳۶۶ ما بر امید وصل تو خلوت نشین شدیم
  7. شمارهٔ ۳۶۷ حالیا در بزم وصل دوست جامی می‌زنم
  8. شمارهٔ ۳۶۸ ما دین و دل فدای غم یار کرده ایم
  9. شمارهٔ ۳۶۹ روی تو به نقشهای محکم
  10. شمارهٔ ۳۷۰ ما در هوای وصل تو شیدای عالمیم
  11. شمارهٔ ۳۷۱ تجلی جمالش را اگر آئینه شد عالم
  12. شمارهٔ ۳۷۲ من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم
  13. شمارهٔ ۳۷۳ ما در طریق عشق تو جانباز بوده ایم
  14. شمارهٔ ۳۷۴ ای ماه رو ای ماه رو من عاشق روی توام
  15. شمارهٔ ۳۷۵ بیا ای مرهم درد درونم
  16. شمارهٔ ۳۷۶ در طریقت رهروان را رهنمایی می‌کنم
  17. شمارهٔ ۳۷۷ بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم
  18. شمارهٔ ۳۷۸ حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبه‌ام
  19. شمارهٔ ۳۷۹ چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم
  20. شمارهٔ ۳۸۰ زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرم
  21. شمارهٔ ۳۸۱ دو عالم پرتوی از نور ذاتم
  22. شمارهٔ ۳۸۲ به سویت می‌کشد دل هر زمانم
  23. شمارهٔ ۳۸۳ ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
  24. شمارهٔ ۳۸۴ ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
  25. شمارهٔ ۳۸۵ چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم
  26. شمارهٔ ۳۸۶ ما حسن روی یار ز هر روی دیده‌ایم
  27. شمارهٔ ۳۸۷ چنان حیران حسن آن نگارم
  28. شمارهٔ ۳۸۸ دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
  29. شمارهٔ ۳۸۹ ز شوق روی جانان آنچنانم
  30. شمارهٔ ۳۹۰ ما رند خراباتی میخواره و مستیم
  31. شمارهٔ ۳۹۱ ما از غم تو بی سر و سامان نشسته ایم
  32. شمارهٔ ۳۹۲ روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم
  33. شمارهٔ ۳۹۳ غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم
  34. شمارهٔ ۳۹۴ تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
  35. شمارهٔ ۳۹۵ چون یار برقص آید من مطربی آغازم
  36. شمارهٔ ۳۹۶ هر چند براه طلب دوست دویدیم
  37. شمارهٔ ۳۹۷ چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
  38. شمارهٔ ۳۹۸ تا که در دل تخم عشقت کاشتیم
  39. شمارهٔ ۳۹۹ ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
  40. شمارهٔ ۴۰۰ ما حاوی سرکن فکانیم
  41. شمارهٔ ۴۰۱ من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
  42. شمارهٔ ۴۰۲ من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
  43. شمارهٔ ۴۰۳ در طریقت سالها در نار محنت سوختیم
  44. شمارهٔ ۴۰۴ ازآن می تا بنوشیدم دو سه جام
  45. شمارهٔ ۴۰۵ مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام
  46. شمارهٔ ۴۰۶ ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنم
  47. شمارهٔ ۴۰۷ من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
  48. شمارهٔ ۴۰۸ چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنم
  49. شمارهٔ ۴۰۹ جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
  50. شمارهٔ ۴۱۰ تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
  51. شمارهٔ ۴۱۱ من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
  52. شمارهٔ ۴۱۲ من مست عشقم زاهدا با ما مگو از عقل و دین
  53. شمارهٔ ۴۱۳ پیداست حسن دوست ز ذرات کن فکان
  54. شمارهٔ ۴۱۴ ای صبح تجلی جمالت رخ انسان
  55. شمارهٔ ۴۱۵ آن یار رو ز ما بچه رو می کند نهان
  56. شمارهٔ ۴۱۶ ای اسیران غم عشق تو آزاد از جهان
  57. شمارهٔ ۴۱۷ حسن جان افزای روی او عیان
  58. شمارهٔ ۴۱۸ رخسار دوست بنگر و حسن و جمال بین
  59. شمارهٔ ۴۱۹ کردم نثار مقدم عشق تو عقل و دین
  60. شمارهٔ ۴۲۰ عاشقیم و رند و بی نام و نشان

متن اشعار به نقل از گنجور.