پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی

سلیم تهرانی

غزلیات

۹۴۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۸۱ قطرهٔ خونابه‌ای تا سوی مژگان می‌کشم
  2. شمارهٔ ۷۸۲ خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم
  3. شمارهٔ ۷۸۳ آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورم
  4. شمارهٔ ۷۸۴ نقش ابروش به دل، روز فراقی بستیم
  5. شمارهٔ ۷۸۵ به کوی عشق خوبان تا گذشتم
  6. شمارهٔ ۷۸۶ مگذار ز دستم که گل باغ وفایم
  7. شمارهٔ ۷۸۷ خوش آن روزی که می در هر چمن بی‌باک می‌خوردم
  8. شمارهٔ ۷۸۸ کی بود در چمن که سرودی نداشتیم
  9. شمارهٔ ۷۸۹ سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم
  10. شمارهٔ ۷۹۰ ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می‌گویم
  11. شمارهٔ ۷۹۱ خویش را بر محرمان آن بت چین بسته‌ایم
  12. شمارهٔ ۷۹۲ در سخن سنجی هرکس بتر از غمازیم
  13. شمارهٔ ۷۹۳ هلال عیدم و ترک کلاه خورشیدم
  14. شمارهٔ ۷۹۴ ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم
  15. شمارهٔ ۷۹۵ لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم
  16. شمارهٔ ۷۹۶ هزار خانه خرابی به شهر و ده دارم
  17. شمارهٔ ۷۹۷ ما به گلزار معانی آب گوهر بسته‌ایم
  18. شمارهٔ ۷۹۸ افروخت رخ از باده و بگداخته بودم
  19. شمارهٔ ۷۹۹ ز شوقت گاه در دنبال گل همچون صبا افتم
  20. شمارهٔ ۸۰۰ ز فیض عشق تو چون حسن دلپذیر شدیم
  21. شمارهٔ ۸۰۱ در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می‌کنم
  22. شمارهٔ ۸۰۲ چگونه زمزمه ای در چمن به کام کنم
  23. شمارهٔ ۸۰۳ صبح چون میل تماشای گلستان می‌کنیم
  24. شمارهٔ ۸۰۴ به افسون محبت دست آتش را به مو بندم
  25. شمارهٔ ۸۰۵ خوش آن روزی که بر آن طره‌های مشک‌بو پیچم
  26. شمارهٔ ۸۰۶ ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم
  27. شمارهٔ ۸۰۷ چو بلبل باعث شوریده‌گفتاری نمی‌دانم
  28. شمارهٔ ۸۰۸ از زمین آزرده‌ام، وز آسمان رنجیده‌ام
  29. شمارهٔ ۸۰۹ به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
  30. شمارهٔ ۸۱۰ به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
  31. شمارهٔ ۸۱۱ هوای توست در سر، سایهٔ گل را نمی‌دانم
  32. شمارهٔ ۸۱۲ ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم
  33. شمارهٔ ۸۱۳ منم که با می و مطرب همیشه در جنگم
  34. شمارهٔ ۸۱۴ ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم
  35. شمارهٔ ۸۱۵ چو سوسن از حدیث آرزوی دل زبان بستم
  36. شمارهٔ ۸۱۶ به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟
  37. شمارهٔ ۸۱۷ گر امید رحمی از فریادرس می‌داشتم
  38. شمارهٔ ۸۱۸ از جنون عاشقی هرگز وطن نشناختم
  39. شمارهٔ ۸۱۹ چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم
  40. شمارهٔ ۸۲۰ جرعه‌ای ریز که تا چارهٔ خمیازه کنیم
  41. شمارهٔ ۸۲۱ بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم
  42. شمارهٔ ۸۲۲ ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهم
  43. شمارهٔ ۸۲۳ گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویم
  44. شمارهٔ ۸۲۴ عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
  45. شمارهٔ ۸۲۵ خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
  46. شمارهٔ ۸۲۶ چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده‌ایم
  47. شمارهٔ ۸۲۷ هردم غمی آید ز حریفان لئیمم
  48. شمارهٔ ۸۲۸ کرشمه سنج نگاه ستیزه جویانیم
  49. شمارهٔ ۸۲۹ چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم
  50. شمارهٔ ۸۳۰ فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
  51. شمارهٔ ۸۳۱ یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
  52. شمارهٔ ۸۳۲ ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
  53. شمارهٔ ۸۳۳ به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم
  54. شمارهٔ ۸۳۴ ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم
  55. شمارهٔ ۸۳۵ بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم
  56. شمارهٔ ۸۳۶ گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
  57. شمارهٔ ۸۳۷ دل خود ز شوق زیان می‌فروشم
  58. شمارهٔ ۸۳۸ در ورطهٔ کشاکشِ دوران فتاده‌ایم
  59. شمارهٔ ۸۳۹ ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
  60. شمارهٔ ۸۴۰ تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم

متن اشعار به نقل از گنجور.