پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۷

هردم غمی آید ز حریفان لئیمم

گویی به دبستان جهان، طفل یتیمم

آن گلبن فیضم که ز شادابی فطرت

در جوش بود مغز جهانی ز شمیمم

در فکر همه فیض، چو گفتار رسولم

در نطق همه معجزه، چون دست کلیمم

شوقم چو برد جانب گلزار، سحابم

راهم چو فتد در حرم غنچه، نسیمم

کمتر نیم از سنجر و فغفور، که من هم

در هند سیه بختی خود، شاه سلیمم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۹چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم
  2. شمارهٔ ۸۳۰فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
  3. شمارهٔ ۸۳۱یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
  4. شمارهٔ ۸۳۲ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
  5. شمارهٔ ۸۳۳به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم
  6. شمارهٔ ۸۳۴ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم
  7. شمارهٔ ۸۳۵بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم
  8. شمارهٔ ۸۳۶گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.