پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۱

یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم

گاه با گل دستبازی، گه به سنبل داشتیم

با جهان سودای ما نازکدلان صورت نبست

او چو آتش خار و خس می‌جست و ما گل داشتیم

عالم مستی‌ست ساقی، دور ما را مگذران

رفت آن دوران که ما تاب تغافل داشتیم

ناخدا بر هم زن هنگامهٔ ما زود شد

صحبتی با موج دریا بر سر پل داشتیم

از ترقی نیست ما را قسمتی هرگز سلیم

رو چو درد شیشهٔ می در تنزل داشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۳به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم
  2. شمارهٔ ۸۳۴ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم
  3. شمارهٔ ۸۳۵بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم
  4. شمارهٔ ۸۳۶گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
  5. شمارهٔ ۸۳۷دل خود ز شوق زیان می‌فروشم
  6. شمارهٔ ۸۳۸در ورطهٔ کشاکشِ دوران فتاده‌ایم
  7. شمارهٔ ۸۳۹ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
  8. شمارهٔ ۸۴۰تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.