پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۳

به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم

نه گل نه خار به دامن، چه چیز می‌خواهم

چو شمع چیست درین انجمن مرا مقصود

چو آفتاب ز روزن چه چیز می‌خواهم

چو ابر و باد، چه سرگشتهٔ گلستانم

چو برق و مور ز خرمن چه چیز می‌خواهم

نه آتشم من و نه دودم و نه خاکستر

تمام عمر ز گلخن چه چیز می‌خواهم

مثال ماست که می‌گفت کودکی گریان

به مادرش، که بگو من چه چیز می‌خواهم!

سلیم چون به من از بخت بد به جز دشنام

نداد دوست، ز دشمن چه چیز می‌خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۵بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم
  2. شمارهٔ ۸۳۶گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
  3. شمارهٔ ۸۳۷دل خود ز شوق زیان می‌فروشم
  4. شمارهٔ ۸۳۸در ورطهٔ کشاکشِ دوران فتاده‌ایم
  5. شمارهٔ ۸۳۹ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
  6. شمارهٔ ۸۴۰تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم
  7. شمارهٔ ۸۴۱از دو جانب سرگرانی را تحمل می‌کنیم
  8. شمارهٔ ۸۴۲ای شبنم وجود مرا آفتاب گرم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.