پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۴

ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم

منت تیغ شهادت را به گردن می‌کشیم

از تهیدستی، چو خواهد خرقهٔ ما بخیه‌ای

رشتهٔ تسبیح چون عیسی به سوزن می‌کشیم

محتسب را نیست راه حرف در بازار ما

شیشه با سنگ و ترازوی فلاخن می‌کشیم

ما در خلوت به روی اهل عالم بسته‌ایم

انتظار آفتاب از راه روزن می‌کشیم

گوی را از چابکی خواهد ز میدان برد خصم

وقت تنگ است و همین ما تنگ توسن می‌کشیم

از فلک روزی گرفتن آن قدرها کار نیست

ما چراغ لاله‌ایم، از سنگ روغن می‌کشیم

گل نباشد، می‌رسد خود بوی گل ما را سلیم

خویش را در سایهٔ دیوار گلشن می‌کشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۶گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
  2. شمارهٔ ۸۳۷دل خود ز شوق زیان می‌فروشم
  3. شمارهٔ ۸۳۸در ورطهٔ کشاکشِ دوران فتاده‌ایم
  4. شمارهٔ ۸۳۹ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
  5. شمارهٔ ۸۴۰تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم
  6. شمارهٔ ۸۴۱از دو جانب سرگرانی را تحمل می‌کنیم
  7. شمارهٔ ۸۴۲ای شبنم وجود مرا آفتاب گرم
  8. شمارهٔ ۸۴۳ما چشم به لطف جم و کاوس نداریم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.