پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۳

ما چشم به لطف جم و کاوس نداریم

بر دامن لب، گرد زمین بوس نداریم

در پیش رود رایت مردانگی ما

چتر از عقب خویش چو طاووس نداریم

رسوایی عالم همه از عشق کشیدیم

با ما چه توان کرد که ناموس نداریم

ما را به جهان نیست پناهی ز حوادث

شمعیم که در بادیه فانوس نداریم

آرام ضرور است سلیم، اندکی آرام

افسوس نداریم، صد افسوس نداریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۵تقدیر خدا را چه علاج است، گداییم
  2. شمارهٔ ۸۴۶اختیار گوشه درمان است، همت می‌کنم
  3. شمارهٔ ۸۴۷گه مستم و گاه در خمارم
  4. شمارهٔ ۸۴۸نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کن
  5. شمارهٔ ۸۴۹دهد به ذره چو خورشید آب و تاب، سخن
  6. شمارهٔ ۸۵۰تا به کی بر من شکست آید چو مینا از زمین
  7. شمارهٔ ۸۵۱مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زن
  8. شمارهٔ ۸۵۲ترک من کز بزم می گلرنگ می‌آید برون
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.