پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۰

تا به کی بر من شکست آید چو مینا از زمین

می گریزم بر فلک همچون مسیحا از زمین

دارد از جای دگر سررشته در کف ریشه ام

آب و رنگم نیست چون گل های دیبا از زمین

در گلستانی که چون گل ما درو پرورده ایم

همچو نیلوفر برآید آسمان ها از زمین

آن که در قید خود است از راز عشق آگاه نیست

آسمان را می کند دایم تماشا از زمین

ما به این دون همتی چون با مسیحا دم زنیم؟

او سخن از آسمان می گوید و ما از زمین

گر نداری می، به گلشن رو که آنجا چون روی

ساغر می می شود چون لاله پیدا از زمین

چون نشینم از پی آسودگی، کز شوق او

همچو افلاکم رسیده هفت اعضا بر زمین

از غبار غم خلاصی نیست هرجا می رویم

گرد باشد بیشتر در روی دریا از زمین

گفتگویی سر کنیم از عالم دیگر سلیم

تا به کی گوید کسی از آسمان یا از زمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۲ترک من کز بزم می گلرنگ می‌آید برون
  2. شمارهٔ ۸۵۳سرم از داغ سودا، باغ زاغان
  3. شمارهٔ ۸۵۴نیست در حشر محبت گفتگوی کشتگان
  4. شمارهٔ ۸۵۵فصل گل شد، نالهٔ عیشی ز بلبل قرض کن
  5. شمارهٔ ۸۵۶چه آب و خاک و چه نیکویی سرشت است این
  6. شمارهٔ ۸۵۷از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران
  7. شمارهٔ ۸۵۸دشمن خود گر نه‌ای، ما را به خود دشمن مکن
  8. شمارهٔ ۸۵۹زهی بر چهره خطت سایهٔ جان
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.