پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۷

از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران

رفتم که جا کنم به سر کوی دیگران

چون بینمت به غیر، که دیدن نمی توان

تیر ترا نشسته به پهلوی دیگران

در مذهب دلم که سجود تو می کند

محراب کج بود خم ابروی دیگران

لاف از نسب مزن که به مانند آینه

آدم نمی شود کسی از روی دیگران

در عاشقی چه فیضی ببیند ز دل سلیم؟

تعویذ خویش بسته به بازوی دیگران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۹زهی بر چهره خطت سایهٔ جان
  2. شمارهٔ ۸۶۰ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین
  3. شمارهٔ ۸۶۱انجمن شد ز یار آبادان
  4. شمارهٔ ۸۶۲چون توان با غیر دل را خالی از کین ساختن
  5. شمارهٔ ۸۶۳به مردم عرض جمعیت کن از ایشان دگر بستان
  6. شمارهٔ ۸۶۴آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن
  7. شمارهٔ ۸۶۵عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردن
  8. شمارهٔ ۸۶۶ساقی ز کار من گره توبه باز کن
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.