پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۸

دشمن خود گر نه‌ای، ما را به خود دشمن مکن

در بغل چون شیشه داری، سنگ در دامن مکن

بر شکست گوهرم دستی نداری ای حسود

بهر سودن، آب چون گرداب در هاون مکن

شرم بادت از ید بیضای بی‌رونق کلیم

این هنر را پیش داغ دست ما روشن مکن

بر سر میدان دعوی می‌رسم ای مدعی

بهر جستن رخنه همچون تیر در جوشن مکن

همچو عیسی در جهان با آب باریکی بساز

آرزوی زنده‌رود از چشمهٔ سوزن مکن

خصم در دعوی سپر افکنده است، اما سلیم

تیر مصرع بر دلش زن، رحم بر دشمن مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۰ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین
  2. شمارهٔ ۸۶۱انجمن شد ز یار آبادان
  3. شمارهٔ ۸۶۲چون توان با غیر دل را خالی از کین ساختن
  4. شمارهٔ ۸۶۳به مردم عرض جمعیت کن از ایشان دگر بستان
  5. شمارهٔ ۸۶۴آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن
  6. شمارهٔ ۸۶۵عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردن
  7. شمارهٔ ۸۶۶ساقی ز کار من گره توبه باز کن
  8. شمارهٔ ۸۶۷زهی حدیث غمت چون می طرب شیرین
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.