پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۹

زهی بر چهره خطت سایهٔ جان

لبت را خنده موج آب حیوان

ز شوق تیغت آهوی حرم را

بیاض دیده، صبح عید قربان

پریشانی ز بس شد در دلم جمع

نمی بیند کسی خواب پریشان

برای داغ دل دارم طبیبی

که مرهمدان او باشد نمکدان

ز ذوق نامه اش قاصد چو میرم

بخوان بر خاک من آن را چو قرآن

به وقت گریه، گویی دیده ام را

گسسته رشته ی تسبیح مرجان

ز بس پر کرده ام چون غنچه از چاک

در آغوشم نمی گنجد گریبان

حرارت گر سلیم از عشق داری

ز خال او طلب کن تخم ریحان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۱انجمن شد ز یار آبادان
  2. شمارهٔ ۸۶۲چون توان با غیر دل را خالی از کین ساختن
  3. شمارهٔ ۸۶۳به مردم عرض جمعیت کن از ایشان دگر بستان
  4. شمارهٔ ۸۶۴آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن
  5. شمارهٔ ۸۶۵عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردن
  6. شمارهٔ ۸۶۶ساقی ز کار من گره توبه باز کن
  7. شمارهٔ ۸۶۷زهی حدیث غمت چون می طرب شیرین
  8. شمارهٔ ۸۶۸رسیده ایم به بزم تو، مهربانی کن
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.