پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۸

رسیده ایم به بزم تو، مهربانی کن

شکفته شو ز می، از چهره گلفشانی کن

به حرف خضر مکن اعتبار در ره عشق

سخن بپرس، ولی خود هر آنچه دانی کن

به آب و رنگ چو گل منت بهار مکش

چو شمع چهره ای از سوز دل خزانی کن

غم زمانه ترا پیر کرد ای غافل

بگیر ساغر و چون شاخ گل جوانی کن

به خویش گم شدی از فکر وصل او ای دل

که گفته بود به عنقا، هم آشیانی کن؟

سلیم، روح نظیری ترا مددکار است

برآر تیغ زبان و جهانستانی کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۰خاطر من نشکفد از وصل یار خویشتن
  2. شمارهٔ ۸۷۱صفای گلشن کشمیر را تماشا کن
  3. شمارهٔ ۸۷۲ز دست ساقی، تا کی پیاله نوشیدن؟
  4. شمارهٔ ۸۷۳بهار شد که رود هرکسی به راه چمن
  5. شمارهٔ ۸۷۴در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون
  6. شمارهٔ ۸۷۵ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن
  7. شمارهٔ ۸۷۶ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی من
  8. شمارهٔ ۸۷۷از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کن
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.