پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۱

صفای گلشن کشمیر را تماشا کن

درین چمن من دلگیر را تماشا کن

ز شوق گلشن ایران، به هند در قفسم

اجازتم ده و شبگیر را تماشا کن

به جرم یک نگه از آتش فراقم سوخت

قصاص عاشق و تقصیر را تماشا کن

فلک چو شعله گرفتار دود آه من است

کمند بنگر و نخجیر را تماشا کن

قد خمیده چه نقصان به طبع راست دهد

مبین به سوی کمان، تیر را تماشا کن

چو آب و آینه در دیر، ساده لوحانند

برو به صومعه، تزویر را تماشا کن

جنون رواج دگر یافت در زمانه ی ما

صفای کوچه ی زنجیر را تماشا کن

کمان ابروی او را کشیدن آسان نیست

خیال خامه ی تصویر را تماشا کن

بود دلیل شهادت، خیال وصل بتان

به خواب بنگر و تعبیر را تماشا کن

جهان به جنگ فکنده ست تاجداران را

خروس بازی این پیر را تماشا کن!

سلیم خواهی اگر سرنوشت ما دانی

سواد جوهر شمشیر را تماشا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۳بهار شد که رود هرکسی به راه چمن
  2. شمارهٔ ۸۷۴در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون
  3. شمارهٔ ۸۷۵ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن
  4. شمارهٔ ۸۷۶ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی من
  5. شمارهٔ ۸۷۷از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کن
  6. شمارهٔ ۸۷۸بگذر ز عقل و فیض محبت نگاه کن
  7. شمارهٔ ۸۷۹من راز جهانم، بود افسانه به از من
  8. شمارهٔ ۸۸۰نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی‌تو
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.