پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۹

من راز جهانم، بود افسانه به از من

معموره ام و گوشه ی ویرانه به از من

هرگز نتوانم که سر از خاک برآرم

آن مور ضعیفم که بود دانه به از من

در خانه ز اسباب جهان هیچ ندارم

کس ورنه ندارد چو کمان، خانه به از من

در صحبت ما و تو چه گنجایش اینهاست

نه شمع به از توست، نه پروانه به از من

در زمزمه هر مرغ چمن نیست چو بلبل

گوید همه کس مصرعی، اما نه به از من

واقف چو سلیم از همه اسرار جهانم

کس نیست خبردار ازین خانه به از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۱ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
  2. شمارهٔ ۸۸۲بیا و وصف زلف یار بشنو
  3. شمارهٔ ۸۸۳بس که چین دارد خم ابروی او
  4. شمارهٔ ۸۸۴بسته کمر کینم، از قبضه کمان او
  5. شمارهٔ ۸۸۵نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو
  6. شمارهٔ ۸۸۶کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه
  7. شمارهٔ ۸۸۷بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه
  8. شمارهٔ ۸۸۸در دل تنگم شراب ناب می‌گردد گره
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.