پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۵

نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو

چه روی گاه سوی گنجه و گاهی باکو؟

طرفه عهدی ست، که انگشت تحیر شده است

آشنای همه لب، همچو نی تنباکو

ای که از لطف، نگهدار همه دل هایی

دل یاران همه بر جای خود است، از ما کو؟

به سفر می روم و بسته به دل مهر وطن

رشته ای از پی باز آمدنم چون ماکو

نعمت هند فراوان بود، اما نرود

یاد گیلان ز دل و حسرت نان لاکو

با غم آن به که بسازیم درین دور سلیم

بوده زین پیش نشاطی به جهان، حالا کو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۷بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه
  2. شمارهٔ ۸۸۸در دل تنگم شراب ناب می‌گردد گره
  3. شمارهٔ ۸۸۹ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانه
  4. شمارهٔ ۸۹۰دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه
  5. شمارهٔ ۸۹۱روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
  6. شمارهٔ ۸۹۲گل شود گر پنجهٔ من، زر نمی‌دارد نگاه
  7. شمارهٔ ۸۹۳فغان که موی سفیدم نمود آیینه
  8. شمارهٔ ۸۹۴ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.