پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۳

فغان که موی سفیدم نمود آیینه

غبار غم به دل من فزود آیینه

خوش آن زمان که ترحم رهی به دل ها داشت

ز شیشه بود، ز آهن نبود آیینه

برای جوهرش ایام گر شکنجه نکرد

برای چیست همه تن کبود آیینه

حساب کار سکندر گرفتن آسان است

چو دفتر نمدین را گشود آیینه

چه شد که نیست اثر در دل تو آه مرا

به دیده آب نیارد ز دود آیینه

سلیم چشم ز آیینه برنمی دارد

به حیرتم که چه او را نمود آیینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۵جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
  2. شمارهٔ ۸۹۶روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
  3. شمارهٔ ۸۹۷هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه
  4. شمارهٔ ۸۹۸گلی دارم ز رنگ و بو برهنه
  5. شمارهٔ ۸۹۹رو به آزار دل خصم دل آزار منه
  6. شمارهٔ ۹۰۰صد خطر دارد بیابان محبت، آه آه
  7. شمارهٔ ۹۰۱سحر زان شمع باشد تاب خورده
  8. شمارهٔ ۹۰۲یک نفس چون لاله جام از کف ز هشیاری منه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.