پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۲

گل شود گر پنجهٔ من، زر نمی‌دارد نگاه

گر صدف گردد کفم، گوهر نمی‌دارد نگاه

باد دستی را شراب از صلب تاک آورده است

تیغ ازین آب ار خورد، جوهر نمی‌دارد نگاه

شرم بادا خضر را کز بهر عمر جاودان

زیر تیغ او چو طفلان سر نمی‌دارد نگاه

رخصتش ده تا درآید کیقباد ای پیر دیر

این قدر کس را کسی بر در نمی‌دارد نگاه

کینه‌ای تا بود در دل، فوج آهی داشتیم

شه چه صلح کل کند، لشکر نمی‌دارد نگاه

چون گدایان کی نهد بر خاک هر درگه سلیم

آن که سر جز از پی افسر نمی‌دارد نگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۴ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
  2. شمارهٔ ۸۹۵جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
  3. شمارهٔ ۸۹۶روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
  4. شمارهٔ ۸۹۷هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه
  5. شمارهٔ ۸۹۸گلی دارم ز رنگ و بو برهنه
  6. شمارهٔ ۸۹۹رو به آزار دل خصم دل آزار منه
  7. شمارهٔ ۹۰۰صد خطر دارد بیابان محبت، آه آه
  8. شمارهٔ ۹۰۱سحر زان شمع باشد تاب خورده
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.