پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۱

روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته

چند چون آیینه می نازی به حسن ساخته

وعده اش با دیگران، وز انتظار او مرا

خشک شد همچون صراحی، گردن افراخته

لذت زخم کهن را مرهم ای دل از تو برد

فکر تیر تازه ای کن چون حریف باخته

در سر کوی مغان، طفلی که آید در وجود

خاتم جم آورد با خود چو طوق فاخته

بی شکستی نیست یک مو در سراپایم سلیم

عشق، پنداری مرا از آسمان انداخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۳فغان که موی سفیدم نمود آیینه
  2. شمارهٔ ۸۹۴ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
  3. شمارهٔ ۸۹۵جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
  4. شمارهٔ ۸۹۶روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
  5. شمارهٔ ۸۹۷هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه
  6. شمارهٔ ۸۹۸گلی دارم ز رنگ و بو برهنه
  7. شمارهٔ ۸۹۹رو به آزار دل خصم دل آزار منه
  8. شمارهٔ ۹۰۰صد خطر دارد بیابان محبت، آه آه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.