پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۴

ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده

آبی بر آتشم زن، پیمانه بیشتر ده

با ناله های مستان سامان گریه بیش است

در ماتم عزیزان، جامی به نوحه گر ده

در مذهب مروت، عاجزکشی حرام است

مرغی که پر ندارد، از دام خویش سر ده

از خواری وطن به، آوارگی غربت

یا رحم کن به حالم، یا رخصت سفر ده

ایزد نداده هیچش سامان خودنمایی

از زلف خویش بستان مویی به آن کمر ده

چون گل سلیم ما را آیینه بر نفس دار

از خویش رفتگانیم، ما را ز ما خبر ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۶روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
  2. شمارهٔ ۸۹۷هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه
  3. شمارهٔ ۸۹۸گلی دارم ز رنگ و بو برهنه
  4. شمارهٔ ۸۹۹رو به آزار دل خصم دل آزار منه
  5. شمارهٔ ۹۰۰صد خطر دارد بیابان محبت، آه آه
  6. شمارهٔ ۹۰۱سحر زان شمع باشد تاب خورده
  7. شمارهٔ ۹۰۲یک نفس چون لاله جام از کف ز هشیاری منه
  8. شمارهٔ ۹۰۳ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.