پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۵

جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه

درو چو قافله ی تشنه ایم بر سر چاه

ز دست و پا زدن ما درین محیط چه سود

فتاده ایم به گرداب چون شناور چاه

ز آسمان کند آمد شد آه من که مرا

به سوی بام بود راه خانه چون در چاه

به حیرتم که شود نانم از کجا حاصل

مرا که خضر شد از بهر آب، رهبر چاه

فغان ز بخت بد و تنگی جهان که بود

یکی برادر یوسف، یکی برادر چاه

وطن خوش است اگر تنگنای زندان است

بود غریب فضای چمن، کبوتر چاه

چه آفتاب، که هرگز ندیده یوسف ما

ستاره ای بجز از چشم گرگ بر سر چاه

فلک به قید جهان پاسبان ماست سلیم

که عنکبوت بود پرده دار بر سر چاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۷هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه
  2. شمارهٔ ۸۹۸گلی دارم ز رنگ و بو برهنه
  3. شمارهٔ ۸۹۹رو به آزار دل خصم دل آزار منه
  4. شمارهٔ ۹۰۰صد خطر دارد بیابان محبت، آه آه
  5. شمارهٔ ۹۰۱سحر زان شمع باشد تاب خورده
  6. شمارهٔ ۹۰۲یک نفس چون لاله جام از کف ز هشیاری منه
  7. شمارهٔ ۹۰۳ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته
  8. شمارهٔ ۹۰۴چه غم ز حادثه آن را که شد شراب زده
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.