پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۰

دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه

به ره هند شدند این دو پریشان همراه

اولین گام به ره ماند چو میل فرسنگ

گردبادی که مرا شد به بیابان همراه

دل دیوانهٔ ما فصل گل از عریانی

نه گریبان به چمن برد و نه دامان همراه

از رخ ساقی و چشم تر من مستان را

همه جا ابر رفیق است و گلستان همراه

چه خوشی باشدم از سیر گل و لاله سلیم؟

گر نباشد به من آن سرو خرامان همراه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۲گل شود گر پنجهٔ من، زر نمی‌دارد نگاه
  2. شمارهٔ ۸۹۳فغان که موی سفیدم نمود آیینه
  3. شمارهٔ ۸۹۴ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
  4. شمارهٔ ۸۹۵جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
  5. شمارهٔ ۸۹۶روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
  6. شمارهٔ ۸۹۷هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه
  7. شمارهٔ ۸۹۸گلی دارم ز رنگ و بو برهنه
  8. شمارهٔ ۸۹۹رو به آزار دل خصم دل آزار منه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.