پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۹

ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانه

در حلقهٔ زلفت دل، مجنون و سیه خانه

شب تا به سحر ای شمع از شوق وصال تو

آغوش دلم باز است همچون پر پروانه

هرگاه به ما ساقی از غمزه اشارت کرد

از کف دل پرخون را دادیم چو پیمانه

از صحبت خاکستر، گردد دل من روشن

چون آینه برعکس است، کار من دیوانه

از میکده رندان را کی منع توان کردن

هر رگ به تن مستان، راهی ست به میخانه

پیمانه سلیم از کف مگذار به فصل گل

سرمایهٔ عقل این است، دیگر همه افسانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۱روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
  2. شمارهٔ ۸۹۲گل شود گر پنجهٔ من، زر نمی‌دارد نگاه
  3. شمارهٔ ۸۹۳فغان که موی سفیدم نمود آیینه
  4. شمارهٔ ۸۹۴ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
  5. شمارهٔ ۸۹۵جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
  6. شمارهٔ ۸۹۶روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
  7. شمارهٔ ۸۹۷هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه
  8. شمارهٔ ۸۹۸گلی دارم ز رنگ و بو برهنه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.