پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۸

در دل تنگم شراب ناب می‌گردد گره

در گلویم آب چون گرداب می‌گردد گره

طاعتم را نیست همچون خدمتم حسن قبول

از سجودم ابروی محراب می‌گردد گره

گر صبا حرفی به او گوید ز کار بسته‌ام

در خم آن زلف، پیچ و تاب می‌گردد گره

آرزوی تیغ او از خاطرم هرگز نرفت

چون صدف در سینهٔ من آب می‌گردد گره

از دلم بروی چکیده قطرهٔ خونی سلیم

بر کمر زان دامن قصاب می‌گردد گره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۰دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه
  2. شمارهٔ ۸۹۱روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
  3. شمارهٔ ۸۹۲گل شود گر پنجهٔ من، زر نمی‌دارد نگاه
  4. شمارهٔ ۸۹۳فغان که موی سفیدم نمود آیینه
  5. شمارهٔ ۸۹۴ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
  6. شمارهٔ ۸۹۵جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
  7. شمارهٔ ۸۹۶روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
  8. شمارهٔ ۸۹۷هرکه می‌خواهد ترا، سامان نمی‌دارد نگاه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.