پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۶

کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه

چو آهویی که کند جانب پلنگ نگاه

نظر به ماست فلک را که چشم می پوشد

کند چو مرد کماندار بر خدنگ نگاه

شکسته ایم، ولی همچو موج می لرزد

به سوی کشتی ما چون کند نهنگ نگاه

نگه به هیچ مسلمان نمی کند دیگر

به طاعتم چو کند صورت فرنگ نگاه

ثبات صبر و شکیبم به عشق از آه است

که بر علم همه دارند روز جنگ نگاه

تمام حیرتم از عذر بی وفایی او

چو کودکی که کند در قفای لنگ نگاه

سلیم محو تماشای اوست بت در دیر

نظاره ی رخ او می کشد ز سنگ نگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۸در دل تنگم شراب ناب می‌گردد گره
  2. شمارهٔ ۸۸۹ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانه
  3. شمارهٔ ۸۹۰دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه
  4. شمارهٔ ۸۹۱روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
  5. شمارهٔ ۸۹۲گل شود گر پنجهٔ من، زر نمی‌دارد نگاه
  6. شمارهٔ ۸۹۳فغان که موی سفیدم نمود آیینه
  7. شمارهٔ ۸۹۴ساقی خمار دارم، یک ساغر دگر ده
  8. شمارهٔ ۸۹۵جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.