پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۴

بسته کمر کینم، از قبضه کمان او

در کشتن من تیغش، افتاده به یک پهلو

چون سرو سوی مسجد آمد به نماز، اما

می خورده و چون غنچه آید ز دهانش بو

بیماری چشمش را تعویذ چو بنویسند

از پرده ی چشم آرند خوبان ورق آهو

پایم ز طلب فرسود تا زانو و کار من

صورت ز جهان نگرفت چون آینه ی زانو

نزدیک شده نسبت با آن کمرم از ضعف

در پوست نمی گنجم از شوق همین چون مو

چون شام سلیم آید، ایام قدح نوشی ست

فیضی ندهد در روز، ساغر چو گل شب بو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۶کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه
  2. شمارهٔ ۸۸۷بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه
  3. شمارهٔ ۸۸۸در دل تنگم شراب ناب می‌گردد گره
  4. شمارهٔ ۸۸۹ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانه
  5. شمارهٔ ۸۹۰دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه
  6. شمارهٔ ۸۹۱روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
  7. شمارهٔ ۸۹۲گل شود گر پنجهٔ من، زر نمی‌دارد نگاه
  8. شمارهٔ ۸۹۳فغان که موی سفیدم نمود آیینه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.