پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۳

بس که چین دارد خم ابروی او

زلف دلگیر است در پهلوی او

باد را ره نیست پیش او، مگر

گل به ما گاهی رساند بوی او

آسمان جز از ره افتادگی

سبز نتواند شدن در کوی او

می توان گفتش غزال شیرگیر

خون شیران می خورد آهوی او

از خیال طره ی او چشم من

نافه ی مشک است و مژگان موی او

با کدامین رو، نمی دانم سلیم

می‌شود آیینه، رویاروی او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۵نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو
  2. شمارهٔ ۸۸۶کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه
  3. شمارهٔ ۸۸۷بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه
  4. شمارهٔ ۸۸۸در دل تنگم شراب ناب می‌گردد گره
  5. شمارهٔ ۸۸۹ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانه
  6. شمارهٔ ۸۹۰دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه
  7. شمارهٔ ۸۹۱روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
  8. شمارهٔ ۸۹۲گل شود گر پنجهٔ من، زر نمی‌دارد نگاه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.