پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۸

بگذر ز عقل و فیض محبت نگاه کن

بردار شمع را و تماشای ماه کن

نزدیک این خرابه شدن از برای چیست

از دور چون ستاره به دنیا نگاه کن

در آسیا لذیذ بود نان آسیا

بر آسمان نظاره ی خورشید و ماه کن

خواهی اگر گزند نبینی ز روزگار

درویش! هرچه هست ترا، نذر شاه کن

بی ترک سر چو عشق میسر نمی شود

کنجی نشین و مشورتی با کلاه کن

هرگاه برهمن به خدا روی آورد

بت گوید از عتاب که بر من نگاه کن

رحمت، کرم به قدر گنه می کند سلیم

تا ممکن است، باده بنوش و گناه کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۰نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی‌تو
  2. شمارهٔ ۸۸۱ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
  3. شمارهٔ ۸۸۲بیا و وصف زلف یار بشنو
  4. شمارهٔ ۸۸۳بس که چین دارد خم ابروی او
  5. شمارهٔ ۸۸۴بسته کمر کینم، از قبضه کمان او
  6. شمارهٔ ۸۸۵نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو
  7. شمارهٔ ۸۸۶کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه
  8. شمارهٔ ۸۸۷بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.