پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۷

از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کن

راز پنهانی که داری همچو گل خود فاش کن

در گره تا چند داری همچو گوهر آب را

پنجهٔ مژگانی از دریادلی دُرپاش کن

زشت اگر گفتم ترا، از من چرا رنجیده‌ای

صورت خود را ببین و جنگ با نقاش کن

زاهد آمد، ساقی از آن می که ما دانیم و تو

جرعه‌ای در ساغرش ریز و چو ما رسواش کن

هیچ کس چون دشمن از حال کسی آگاه نیست

جستجوی آفتاب ای ذره از خفاش کن

در دیار هند ازو دیدی چه‌ها دیدی سلیم

نفس خود را سوی کابل بر، به سگ سوداش کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۹من راز جهانم، بود افسانه به از من
  2. شمارهٔ ۸۸۰نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی‌تو
  3. شمارهٔ ۸۸۱ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
  4. شمارهٔ ۸۸۲بیا و وصف زلف یار بشنو
  5. شمارهٔ ۸۸۳بس که چین دارد خم ابروی او
  6. شمارهٔ ۸۸۴بسته کمر کینم، از قبضه کمان او
  7. شمارهٔ ۸۸۵نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو
  8. شمارهٔ ۸۸۶کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.