پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۳

بهار شد که رود هرکسی به راه چمن

شکوفه رفت ز خلوت به بارگاه چمن

بهار شد که ز شوخی دگر سوار شود

به اسب چوب چو اطفال، پادشاه چمن

بهار شد که ز خلوت صراحی و مینا

روند از پی طاعت به عیدگاه چمن

حریف لشکر خونریز غم نه ایم، ازان

چو خیل سبزه گریزیم در پناه چمن

ز باغ رفت و فتاد از قفای او چو قفس

هزار رخنه به دیوار از نگاه چمن

به عزم کوی بتان، احتیاج سامان نیست

شراب توشه ی این ره بود چو راه چمن

سلیم آفت غم را به دل علاجی نیست

خزان نمی گذرد از سر گناه چمن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۵ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن
  2. شمارهٔ ۸۷۶ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی من
  3. شمارهٔ ۸۷۷از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کن
  4. شمارهٔ ۸۷۸بگذر ز عقل و فیض محبت نگاه کن
  5. شمارهٔ ۸۷۹من راز جهانم، بود افسانه به از من
  6. شمارهٔ ۸۸۰نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی‌تو
  7. شمارهٔ ۸۸۱ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
  8. شمارهٔ ۸۸۲بیا و وصف زلف یار بشنو
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.