پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۵

ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکن

بی پر و بالم، عبث تکلیف پروازم مکن

چون گره، سررشته ی عمرم به دست بستگی ست

دشمن من گر نه ای، از دوستی بازم مکن

کرد رسوا این می مردآزما منصور را

راز خود با من مگو ای عشق، غمازم مکن

در قفای رهروان فریاد کردن شرط نیست

د بیابان جنون ای خضر آوازم مکن

صیقل دل، صحبت آزادگان باشد سلیم

جز به چوب بید چون آیینه پردازم مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۷از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کن
  2. شمارهٔ ۸۷۸بگذر ز عقل و فیض محبت نگاه کن
  3. شمارهٔ ۸۷۹من راز جهانم، بود افسانه به از من
  4. شمارهٔ ۸۸۰نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی‌تو
  5. شمارهٔ ۸۸۱ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
  6. شمارهٔ ۸۸۲بیا و وصف زلف یار بشنو
  7. شمارهٔ ۸۸۳بس که چین دارد خم ابروی او
  8. شمارهٔ ۸۸۴بسته کمر کینم، از قبضه کمان او
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.