پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۶

چه آب و خاک و چه نیکویی سرشت است این

سبوی باده نگویم، گل بهشت است این

بنای عیش به میخانه می نهد دوران

وگرنه هر خم می را به سر چه خشت است این

به سجده سر چو نهی، ترک سر کن ای زاهد

نه مسجد است، غلط کرده ای، کنشت است این

به حیرتم که دلم زنده چون کباب شده ست

اگر غلط نکنم، طایر بهشت است این

سلیم، نامه ی او را ز بس نهم بر سر

گمان بری که مرا خط سرنوشت است این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۸دشمن خود گر نه‌ای، ما را به خود دشمن مکن
  2. شمارهٔ ۸۵۹زهی بر چهره خطت سایهٔ جان
  3. شمارهٔ ۸۶۰ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین
  4. شمارهٔ ۸۶۱انجمن شد ز یار آبادان
  5. شمارهٔ ۸۶۲چون توان با غیر دل را خالی از کین ساختن
  6. شمارهٔ ۸۶۳به مردم عرض جمعیت کن از ایشان دگر بستان
  7. شمارهٔ ۸۶۴آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن
  8. شمارهٔ ۸۶۵عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردن
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.