پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۴

نیست در حشر محبت گفتگوی کشتگان

لاله ی این باغ دارد رنگ و بوی کشتگان

نیست در مردن هم از قید تو آزادی، که هست

موج آب تیغ، زنجیر گلوی کشتگان

گر هوس را سر نبریده ست در دل عشق او

چیست خون آلوده آهم همچو موی کشتگان

گر ز دامان تو دست آرزو کوته کنند

چون چراغ کشته نتوان دید روی کشتگان

وقت کشتن کام ازو بستان که آن بدخو سلیم

همچو جان دیگر نمی آید به سوی کشتگان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۶چه آب و خاک و چه نیکویی سرشت است این
  2. شمارهٔ ۸۵۷از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران
  3. شمارهٔ ۸۵۸دشمن خود گر نه‌ای، ما را به خود دشمن مکن
  4. شمارهٔ ۸۵۹زهی بر چهره خطت سایهٔ جان
  5. شمارهٔ ۸۶۰ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین
  6. شمارهٔ ۸۶۱انجمن شد ز یار آبادان
  7. شمارهٔ ۸۶۲چون توان با غیر دل را خالی از کین ساختن
  8. شمارهٔ ۸۶۳به مردم عرض جمعیت کن از ایشان دگر بستان
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.