پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۵

تقدیر خدا را چه علاج است، گداییم

در رزق سگ و گربه شریکیم، هماییم

فریاد که از ساده دلی صاحب خرمن

برقیم [و] گمان برده که ما کاهرباییم

با ما نشود سینه ی این کینه دلان صاف

چون آینه هرچند که از اهل صفاییم

با مردم عالم نتوانیم به سر برد

ره بر سر خار و خس و ما آبله پاییم

در سلسله ی باده کشان جام شرابیم

در قافله ی کعبه روان قبله نماییم

هر نقش قدم پیشتر از ماست درین راه

چون چشم حسودان همه کس را به قفاییم

یک بار نگفتید سلیم این چه خموشی ست

ای اهل کرم، بنده ی انصاف شماییم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۷گه مستم و گاه در خمارم
  2. شمارهٔ ۸۴۸نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کن
  3. شمارهٔ ۸۴۹دهد به ذره چو خورشید آب و تاب، سخن
  4. شمارهٔ ۸۵۰تا به کی بر من شکست آید چو مینا از زمین
  5. شمارهٔ ۸۵۱مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زن
  6. شمارهٔ ۸۵۲ترک من کز بزم می گلرنگ می‌آید برون
  7. شمارهٔ ۸۵۳سرم از داغ سودا، باغ زاغان
  8. شمارهٔ ۸۵۴نیست در حشر محبت گفتگوی کشتگان
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.