پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۸

در ورطهٔ کشاکشِ دوران فتاده‌ایم

این بحر را چو موج، کمان کباده‌ایم

در جوش این میحط کسی را چه اختیار

چون موج، ما عنان خود از دست داده‌ایم

رفتند دوستان چو گل و لاله زین چمن

چون سرو از برای چه ما ایستاده‌ایم

در راستی چو شمع نداریم پشت و روی

با اهل روزگار چو دست گشاده‌ایم

در راه او به عمر نداریم احتیاج

شاطر چه می‌کنیم که ما خود پیاده‌ایم

ما از کجا سلیم و غم عشق از کجا

دل را به دست خویش بر آتش نهاده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۰تنم ز ضعف بود رشته ای ز پیرهنم
  2. شمارهٔ ۸۴۱از دو جانب سرگرانی را تحمل می‌کنیم
  3. شمارهٔ ۸۴۲ای شبنم وجود مرا آفتاب گرم
  4. شمارهٔ ۸۴۳ما چشم به لطف جم و کاوس نداریم
  5. شمارهٔ ۸۴۴هرکه افتاد ز پا، خاک‌نشین من بودم
  6. شمارهٔ ۸۴۵تقدیر خدا را چه علاج است، گداییم
  7. شمارهٔ ۸۴۶اختیار گوشه درمان است، همت می‌کنم
  8. شمارهٔ ۸۴۷گه مستم و گاه در خمارم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.