پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۰

فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم

همچو لاله داغ دل را مرهمی نگذاشتم

خنده ی موجم درین دریا کجا تر می کند؟

من که دریا را وجود شبنمی نگذاشتم

در محبت بس که کردم خاک عالم را به سر

در دل آشفتگان گرد غمی نگذاشتم

لب نهادم بر لب مینا و در لای شراب

همچو ریگ شیشه ی ساعت، نمی نگذاشتم

صد هنر دارم پی آوازه همچون جم سلیم

نام خود را در طلسم خاتمی نگذاشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۲ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
  2. شمارهٔ ۸۳۳به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم
  3. شمارهٔ ۸۳۴ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم
  4. شمارهٔ ۸۳۵بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم
  5. شمارهٔ ۸۳۶گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
  6. شمارهٔ ۸۳۷دل خود ز شوق زیان می‌فروشم
  7. شمارهٔ ۸۳۸در ورطهٔ کشاکشِ دوران فتاده‌ایم
  8. شمارهٔ ۸۳۹ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.