پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۹

چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم

وگر به بزم بزرگان رسم، حکیم شوم

شوند لاله و گل چون چراغ روگردان

ز من، به گلشن ایام اگر نسیم شوم

گدای را به گدای دگر شدن محتاج

چه حکمت است، هلاک تو ای کریم شوم

بریده باد ازان طور، پای همت من

که گر عروج کند کار من، کلیم شوم

لبالب از گهر راز وبسته لب چو صدف

هلاک شیوهٔ خاموشی سلیم شوم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۱یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
  2. شمارهٔ ۸۳۲ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
  3. شمارهٔ ۸۳۳به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم
  4. شمارهٔ ۸۳۴ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم
  5. شمارهٔ ۸۳۵بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم
  6. شمارهٔ ۸۳۶گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
  7. شمارهٔ ۸۳۷دل خود ز شوق زیان می‌فروشم
  8. شمارهٔ ۸۳۸در ورطهٔ کشاکشِ دوران فتاده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.