پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۸

کرشمه سنج نگاه ستیزه جویانیم

سواد خوان الف قامتان مژگانیم

ز من حکایت مجنون و کوهکن بشنو

که ما فلک زدگان، طفل یک دبستانیم

ز بخت ماست که ما را زمانه نشناسد

اگرچه سودهٔ قندیم، در نمکدانیم

ز قید چرخ به مستی کنیم فکر گریز

که باده پرتو مهتاب و ما غلامانیم

طریق کار جهان را ز ما چه می پرسی

نه ایم خضر، که مجنون این بیابانیم

ندیده گلشن روحانیان چه می دانی

که در سفال فلک، خوش نشین چو ریحانیم

بود به سایه ی ما هرکجا اسیری هست

به تنگنای جهان ما چراغ زندانیم

سلیم، ظاهر ما را مبین، به باطن بین

که دوست آینه و ما چو آینه دانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۰فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
  2. شمارهٔ ۸۳۱یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
  3. شمارهٔ ۸۳۲ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
  4. شمارهٔ ۸۳۳به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم
  5. شمارهٔ ۸۳۴ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم
  6. شمارهٔ ۸۳۵بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم
  7. شمارهٔ ۸۳۶گرفته با برو دوش تو الفتی دوشم
  8. شمارهٔ ۸۳۷دل خود ز شوق زیان می‌فروشم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.