پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۶

چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده‌ایم

پای خود پیچیده در دامن، فروکش کرده‌ایم

می‌کند از دلگشایی گریهٔ ما کار می

ما به آتش آب را چون شیشه روکش کرده‌ایم

کار ارباب صفا برعکس چون آیینه است

خانه را از ساده‌کاری ما منقش کرده‌ایم

نان یاران را که بوی قرص افعی می‌دهد

زهر قاتل باد اگر هرگز نمک چش کرده‌ایم

در طریق عشق، دل را پختگی حاصل نشد

بیضهٔ فولاد پنداری در آتش کرده‌ایم

غیر شانه کس ندارد دست بر وصلش سلیم

خاطر خود جمع ازان زلف مشوش کرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۸کرشمه سنج نگاه ستیزه جویانیم
  2. شمارهٔ ۸۲۹چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم
  3. شمارهٔ ۸۳۰فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
  4. شمارهٔ ۸۳۱یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
  5. شمارهٔ ۸۳۲ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
  6. شمارهٔ ۸۳۳به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم
  7. شمارهٔ ۸۳۴ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم
  8. شمارهٔ ۸۳۵بیا که ساغر عشرت پر از شراب کنیم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.